تكميل پست "چرا؟"

بعد از گذاشتن پست قبلی با عنوان( چرا؟) یکی از هم قبیله ای ها به نام "منتظر"و مدیر وبلاگ http://mamool.blogfa.com/ اظهار لطف نموده و مطلبی رو متذکر شده بودند که لازم دونستم علاوه بر تکمیل مطلب قبلی در راستای صحبت ایشون این پست رو بزنم

دوست محترمم "منتظر "عنوان داشتند بین چاه کندن و فروع دین اختلاف وجود دارد یعنی در انجام اعمال فروع دین  به همان شکلی که دستور آمده حتما خیری وجود دارد که به سود ماست مثلا غسل کردن به همان ترتیبی که گفته شده برای بدن سودمند است .

بعضی از مسایل برای ما سوال برانگیز است و برای معاندان با دین مسخره می آید مانند مکروه بودن "فوت کردن به غذا" یا مکروه بودن "چای خوردن در نعلبکی لب پريده" . باید یاد آور شد که جهل در مورد مطلبی باعث نفی آن نمی شود چرا که ممکن است کسانی دیگر یا آیندگان دلیل علمی برای اثبات آن موضوع پیدا کنند. در زمان ما هم خیلی از مسایل دلیل حتمی ندارد مانند "علت نماز خواندن در زمانهای تعیین شده یا تعداد رکعت ها"

در زمان پیغمبر و ائمه هم این سوالات مطرح بوده که چرا باید به غذا فوت نکرد ؟ حالا فکر کنید پیغمبر می خواست دلیل این امر الهی را به مردم جاهل آن زمان توضیح دهد ، به نظر شما اگر مي فرمود "بخار آّب غذا كه تشكيل شده از ۲اتم هيدروژن و ۱اتم اكسيژن  هنگام  برخورد با بازدم انسان كه تشكيل شده از ۱اتم كربن و ۲ اتم اكسيژن واكنشي ميدهد كه در اين صورت مقداري اسيد ضعيف توليد مي شود و اين اسيد به مري انسان آسيب مي رساند " آيا كسي متوجه مي شد؟ يا اگر مي فرمود" باكتري نهفته در قسمت شكسته نعلبكي باعث بيماري مي گردد " آيا قابل درك براي مردم نادان آن زمان بود؟

شايد در آن زمان برخي از مردم اين حرفها را به مسخره مي گرفتند و پيامبر را نعوذبالله ناتوان در پاسخ دادن مي دانستند ،مانند مردم به اصطلاح روشنفكر امروز كه چون دليلي براي برخي از اعمال فروع دين نمي بينند آن را خرافه مي پندارند ولي اگر همين موضوع توسط دانشمندان غربي اثبات گردد به به و چه چه ايشان عالم را فرا مي گيرد . 

باز هم از "منتظر"عزيز تشكر مي كنم

چرا؟

چرا بايد اينجوري نماز خوند؟

چرا بايد اينجوري غسل كرد؟

چرا بايد اينجا دعا كرد ؟

چرا بايد اينجوري عبادت كرد؟

چرا.....؟

فرض كنيد يه كارگر تو خيابون منتظره كاره . يك نفر مياد با اون قرار ميزاره برن براش كار كنه .صاحب كار به كارگر ميگه اينجا يك چاه حفر كن بعد از چند ساعت ميگه حالا پرش كن .

حالا اين كارگر ميتونه ايراد بگيره؟  يا همش دليل بخواد؟ يا هي سوال كنه چرا ؟ چرا؟

هر آدم عاقلي به كارگر ميگه  : مي خواستي همون اول قبول نكني و براش كار نكني حالا كه قبول كردي كارگرش (بنده) بشي ، چي كار داري به تو چه كاري ميده تو هر چي كارتو بهتر انجام بدي حقوق (پاداش) بهتر ميگيري

رابطه ما با خدا هم همينه ما فرصت داريم تو اصول دين هر سوالي رو مطرح كنيم و هزار جور تحقيق كنيم ، ميتونيم دين خدا رو قبول كنيم يا نكنيم، اگر قبول كرديم ديگه  تو فروع دين نمي تونيم  هي سوال كنيم و دليل بخواهيم ، هر چي يه امر الهي بهتر گوش كنيم پاداش بهتر مي گيرم .

خدا هم همون اول كتابش گفته

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ يعني اين كتاب براي كساني نازل شده كه به غيب ايمان دارند.ميتونيم به غيب ايمان نداشته باشيم يا داشته باشيم اونش با خودمونه حالا كه به غيب ايمان داريم  و به اينكه خدا بهترين چيز رو براي ما مي خواد اعتقاد داريم ديگه دليل براي چيه؟

تازه چه بهتر كه ندونيم و هر چي خدا گفت انجام بديم والله اينجوري ثوابش بيشتره تا اينكه دليل هر كاري رو بدونيم اونوقت عبادت هيچ لطفي نداره.تازه تو اون زمانه كه پوز شيطون زده ميشه و خدا ميتونه پيشه فرشته ها به احسن مخلوقاتش كه ما باشيم پوز بده و بگه شما فرشته ها  خيلي چيزا رو مي دونيد و عبادت ميكنيد ولي اين بنده هاي من نديده من و حرفهامو  قبول دارن.

 

قرآن از دیدگاه بزرگان غرب

 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

چند وقت پیش یکی از آشنایان که ادعای روشنفکری می کرد و به قول خود مدرکی و سوادی به هم زده بود چنان از تهی و بی محتوی بودن قرآن حرف می زد که انگار سالها در کتابخانه ها شماره عینک زیاد کرده ولی به دلیل آشنایی بنده با ایشون باید بگم فکر کنم بیشتر از کتاب درسی که اون هم با زور تو کلش فرو کرده کتاب دیگه ای نخونده شاید هم یه چند تایی هری پاتر  خونده باشه به همین دلیل گفتم این مطلب پایین رو برای اون عده آدمهایی که به هر دلیل از قرآن زده شده اند و تمام بدبختیهای زندگیشون رو ائم از گرونی وپارتی بازی و نا عدالتی و ... از وجود این کتاب نازنین می دونن گذاشتم تا بلکه حرف این خارجی های روشنفکر غربی نا مسلمون رو قبول کنن و تو بحث هاشون اینقدر خودشون رو بی سواد نشون ندن
قبلا از دوست عزیزم آقا رضا بابت ارسال این مطالب تشکر می کنم


1. گوته مي گويد : اگرچه ما همواره از قرآن روي برمي گردانيم و در همان مرحله ي اول از آن اظهار تنفر مي نماييم اما آن خيلي زود ما را به سوي خود جذب كرده و شگفت زده مي نمايد و در نهايت ما را وادار مي كند كه در مقابل آن سر تعظيم و احترام فرود آوريم. سبك و اسلوب قرآن و هماهنگي و توافق آن با محتوا و هدفش محكم و استوار، بسيار عالي و باشكوه، با هيبت و سرسام آور و داراي رفعتي حقيقي و ابدي است. ازاين رو اين كتاب در تمام زمانها، تأثيري نيرومند از خود به جاي مي گذارد.

2. ولتر مي گويد : اگر تمام قرآن را از اول تا آخر آن بخوانيد، يك كلمه ي كودكانه در آن نخواهيد يافت. قرآن درحقيقت مجموعه اي است از پندهاي اخلاقي، دستورهاي ديني، راز ونياز به درگاه خداوند، تحذير و تشويق جهانيان و شرح سرگذشت فرستادگان خدا.

3. توماس كارلايل مي گويد : قرآن اساس تشريع براي هر زمان و مكان و سرچشمه ي احكام قضايي و قانون متبع در امور زندگي بوده و راه زندگي سعادتمندانه اي را براي پيروان خود روشن مي سازد. يكي از مزاياي قرآن كه دقت آن باعث دهشت و اعجاب من شده است، اين است كه در جمله هايي كوچك به بعضي از حقايق بزرگ اشاره نموده است .

4. دكتر جرنيه ي فرانسوي علت مسلمان شدن خود را اينگونه بيان مي كند : من تمام آيه هاي قرآن را كه درزمينه ي علوم طبيعي و بهداشت و طب بودند، مطالعه نمودم و آنها را با دقيق ترين قوانين علوم طبيعي و پيچيده ترين اصول ثابت شده ي علوم عقلي منطبق ديدم ويقين پيدا كردم كه هزار سال قبل جز خدا هيچ كسي بر روي زمين از آن قوانين و اصول آگاه نبوده است؛ پس به حقانيت و خدايي بودن چنين كتابي ايمان آوردم.

5. ريتو بنورث اعتراف مي كند : علوم طبيعي و فلكي و فلسفه از قرآن اقتباس شده است و علما مديون قرآن هستند.

6. جي مارگوليوت مي گويد : اقرار مي كنم كه قرآن مهمترين موقعيت را در ميان كتابهاي مذهبي جهان به خود اختصاص داده است؛ گرچه قرآن در اين طبقه ي ادبياتي جوانترين اثر به حساب مي آيد اما تأثير شگرفي را كه بر عده ي زيادي از مردم گذاشته است، همچنان به ديگران ارزاني مي دارد. اين كتاب براي اولين بار از افراد ناهمگون قبايل صحرايي در شبه جزيره ي عرب، امتي از قهرمانان ساخت و آنان نيز به نوبه ي خود اقدام به ايجاد چنان سازمانهاي وسيع سياسي مذهبي در جهان اسلام نمودند كه يكي از بزرگترين نيروهايي است كه اروپا و غرب براي آن حساب ويژه اي باز نموده اند.

7. موريس بوكايل مي گويد : بررسي كامل عيني و بي طرفانه ي قرآن در پرتو دانش مدرن، ما را به درك توافق بين اين دو (قرآن وعلم) رهنمون مي سازد و نيز اين حقيقت را روشن مي سازد كه در زمان محمد، نه او و نه هيچ انسان ديگري نمي توانسته است چنين مطالب شگفت انگيزي را كه با علم امروز مطابقت مي كند، به رشته ي تحرير در آورد.

8. ماكسيم رودنسون،نويسنده ي ماركسيست مي گويد : قرآن كتاب مقدسي است كه عقلانيت جايگاه بسيار بزرگي را در آن اشغال نموده است. در اين كتاب خداوند براي مردم همواره دليل و برهان ارائه مي نمايد و در مناسبتهاي متعدد براي انسان تكرار مي كند كه پيامبران همراه دليل وبرهان مبعوث شده اند. به نظر مي رسد عقل گرايي قرآني همچون سنگ، سخت، مستحكم و اصلي بنيادي است.

9. جان ديون پورت مي گويد : قرآن تا آن حد معجزه ي جاويد شناخته شده است كه محمد (ص) آن را دليل قوي و مؤيد رسالتش اعلام نمود و آشكارا فصيح ترين مردان آن روز عربستان را به مبارزه دعوت نمود تا يك سوره مانند قرآن بياورند. قرآن مانند انجيل نيست كه فقط به عنوان ميزان و شاخصي درباره ي عقايد ديني، عبادت و عمل پيروان ‎آن شناخته شده باشد بلكه داراي مكتب و روش سياسي نيز هست. كليه ي مسايل حياتي و مالي با اجازه ي همين منبع و مصدر قانونگذاري حل مي شود. در ميان محسنات زيادي كه قرآن به حق واجد آن است، دو نكته ي بسيار مهم وجود دارد يكي لحن تعظيم و تكريم هنگام ذكر نام خداوند و ديگري وجود نداشتن فكر، بيان و يا داستاني خلاف تقوا يا حاكي از سوء اخلاق و بي عفتي و عدم طهارت كه آن را معيوب و لكه دار نمايد در صورتي كه با كمال تأسف اين نواقص در موارد بسيار زيادي در كتب يهود ديده مي شوند .

10. ويل دورانت مي گويد : در قرآن قانون و اخلاق يكي است. رفتار ديني در قرآن شامل رفتار دنيوي نيز هست و همه ي امور آن از جانب خداوند وحي شده است

سیر و سلوک؟

مدتها پیش خیلی دنبال سیر و سلوک بودم . قبل از اینکه قرآن و نهج البلاغه رو بخونم  دنبال کتاب امالی شیخ صدوق و بحارالانوار و اینجور کتابها بودم تا اینکه یه روز پدر بزرگوارم که من به عنوان عالمی غریب می شناسمش به من گفت : عزیزم راه رستگاری خیلی راحتتر از این حرفهاست اینقدر لازم نیست این در اون در بزنی خدا تو کتابش (آیه سوم سوره بقره) گفته :

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿3﴾

خلاصه اینکه میفرماید: ۱-مومنان کسانی هستند که به غیب ایمان دارند

۲- نماز رو برپا میدارند

۳- از آنچه که به اونا داده میشه انفاق می کنن

بعد تو آیه ۵ میفرماید اینان رستگارانند

به همین سادگی

 

 

 

 

 

 

هو اغنی و اقنی

همیشه به این موضوع فکر می کردم که چرا خدا به اونایی که قبولش ندارن بی حساب کتاب میده ولی به دوستاش کمتر میده. جواب هایی هم که از اینور و اونور می شنیدم قانع ام نمی کرد تا اینکه موقع خوندن سوره نجم به آیه ۴۸ رسیدم که می گفت " و انه هم اغنی و اقنی" یعنی اوست که می بخشد و راضی می گرداند.

حالا دورو برم رو که نگاه می کنم می بینم خدا به اونایی که داده فقط "اغنی" رو داده و به دوستاش که کمتر داده ، هم "اغنی" و هم "اقنی" داده . اون بدبختهای از خدا بی خبر که فکر می کنن از لحاظ مالی غنی شدن هیچ وقت راضی نمیشن و همین راضی نشدن براشون زهر ماره ولی برای دوستای خدا همون دارایی کم هم راضیشون می کنه