با آقا حميد يكي از دوستانم بحث مفصلي راه انداختيم كه بين صحبتها، آقا حميد كه آدم وارسته اي هست و البته آخر تاريخ دان گفت : چرا بايد بين ما و خدا واسطي وجود داشته باشه چرا ما خودمون مستقيم با خدا حرف نزنيم و به ائمه كه هرچند بسيار بزرگوار و قابل احترام هستند و در نزد خدا بلند مرتبه توسل كنيم .

 البته حرف ايشون با حرف وهابيها فرق ميكنه  چون ايشون ارادت خاص به ائمه داره ولي وهابيون با فرزندان زهرا (س) پدر كشتگي دارن

اين پست رو زدم تا بلكه افرادي مثل آقا حميد كه دنبال حقيقت هستند و فكرشون با اين جور چيزها مشغوله قانع بشن

اولا اينقدر كه وهابيون تبليغ ميكنن و بزرگنمايي مي كنن هم نيست . بابا خيلي سادهست ، همانطور كه ما وقتي از بابامون كاري مي خوايم رومون نميشه و براي اينكه حتما به جواب برسيم به مادرمون متوسل ميشيم چون مي دونيم كه مادرمون  به دليل ارتباط بيشتر و شناخت كاملتر  مي دونه چطور با باباهه حرف بزنه تا خواسته ما رو انجام بده  حالا درست نيست كه  با صد جور سفسطه و مقلطه و سوفسطايي گري رابطه بين پدر و فرزند رو زير سوال ببريم تا اصل موضوع گم بشه ما تو زندگيمون ياد گرفتيم كه چطور با بابامون ارتباط برقرار كنيم هرجا به حرفش گوش داديم خودمون ازاون درخواست ميكنيم هر وقت هم از دستمون ناراحت بود كسي رو واسط قرار ميديم ، به همين راحتي  شيعيان هم  همين جوري ائمه رو واسط قرار ميدن 

ثانيا اگه تو خانواده فرزند خوبي باشيم ديگه لازم نيست به اين و اون متوسل بشيم ، بابامون خودش منتظره كه حرف از دهنمون در بياد تا برامون كاري بكنه ، حالا اگه بنده خوبي بودي برو با خدات هرجور دلت خواست حرف بزن اون موقع هست كه ديگران به تو  متوسل ميشن ولي اگه بلد نيستي با خدا حرف بزني و فكر ميكني بلدي ، يكي رو بفرست كه برات شفاعت كنه اينقدر هم فكر نداره همه اين حرفها وسيله اي براي رسيدن به خداست وقتي رسيدي بشين پيشش گل بگو گل بشنو .